X
تبلیغات
عمران&بوشهر&استاندارد - مراحل گام به گام انجام پروژه های فولاد و بتن
استاندارد سازی مصالح ساختمانی - مقالات - پروژه های دانشجویی
منبع : ایران سازه

مراحل گام به گام انجام پروژه های فولاد و بتن

در ایران سازه

توسط جناب آقای مهندس جعفری

عضو هیئت علمی دانشگاه

نقل قول:

اولین مرحله در طراحی یک سازه فولادی یا بتنی دید پیدا کردن نسبت به نقشه های معماری است. قبل از شروع به انجام هر کاری باید یک دور به طور کامل نقشه معماری توسط مهندس سازه مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. علی الخصوص باید موارد زیر را باید در نقشه های معماری مورد توجه قرار دهیم :

1- کاربریهای بخشهای مختلف سازه
2- موقعیت داکتها ، راه پله ، آسانسور ، نورگیر و موارد مشابه دیگر .
3- ساختمان در طبقات مختلف خود دارای اختلاف تراز میباشد یا خیر
4- در کدام قسمتهای سقف محدودیت ارتفاع برای اجزای سازه ای وجود دارد. برای این موضوع شاید مجبور باشیم به طور مسقیم با مهندس معمار مشورت نماییم . ( معمولاً در قسمتهایی که دیوار وجود دارد محدودیتی در این مورد نداریم.
5- ایا در طبقات مختلف سقف نسبت به طبقه مجاور دارای عقب نشینی میباشد یا خیر.
6- وضعیت در و پنجره ها و دیوارها علی الخصوص در محیط سازه باید بررسی بشود و بر اساس آن بررسی شود که در کدام قسمت از سازه میتوان بادبند قرار داد یا خیر و آیا شکل بادبندها متاثر از موقعیت در و پنجره خواهد بود یا خیر ؟ ( به طور مثال اگر میتوانیم در قسمتی بادبند قرار دهیم آیا شکل بادبند میتواند ضربدری باشد و یا به طور مثال به دلیل موقعیت در و پنجره باید از شکلهای خاص بادبند مثل 8 یا 7 یا واگرا استفاده نماییم )
7- در صورت وجود رمپ پارکینگ موقعیت آن باید به صورت دقیق بررسی شود.
8- پارکینگها و مسیرهای ورود و خروج ماشینها به پارکینگ باید بررسی شود.
9- موقعیت ساختمانهای مجاور و همچنین مسیرهای مجاور ( کوچه یا خیابان ) باید بررسی و شناسایی شود.
10- توجه به کنسولها و بالکنها

بعد از دید پیدا کردن نسبت به نقشه معماری وارد مرحله بعدی یعنی انتخاب کلیات سازه میشویم. در این مرحله باید نسبت به مواردی نظیر انتخاب سیستم سازه ای ، داشتن یا نداشتن درز انقطاع در سازه ، نوع سیستم سقف و .... تصمیم گرفت. در برخی پروژه های دانشجویی موارد فوق در صورت پروژه مشخص است و نیازی نیست که دانشجو در مورد آن تصمیم بگیرد ولی در عالم واقعیت معمولاً به اینگونه نیست. این چند مورد را سعی دارم به طور مختصر توضیح دهم
وجود یا عدم وجود درز انقطاع
در این مورد در آیین نامه های ما به وضوح سخن گفته نشده است. در مبحث نهم بند 9-9-7-3 اشاره شده است که اگر نسبت طول به عرض از سه بیشتر باشد لازم است که درز انقطاع ایجاد شود. این ضابطه مربوط به سازه های بتنی است که البته تعمیم آن به سازه های فولادی هم منطقی به نظر میرسد. به عنوان یک پیشنهاد بر اساس قضاوت مهندسی توصیه میشود که سعی شود که سازه با درز انقطاع به قسمتهایی با ابعادی کمتر از حدود 30 تا 35 متر تقسیم شود. به هر حال ایجاد درز انقطاع خود باعث دردسرهایی میشود که نمیشود آن به عنوان یک اولویت در نقشه در نظر گرفت. مثلاً باعث میشود که تعداد ستونها افزوده شود و همچنین چون معمولاً درز انقطاع در پی و صفحه ستون ادامه پیدا نمیکند ابهامی در طراحی پی تحت اثر همزمان نیروهای زلزله در بخشهای مختلف سازه به وجود می آورد. اگر لازم است که درز انقطاع ایجاد شود بهتر است که به گونه ای درز ایجاد شود که کل ساختمان به چند سازه نسبتاً منظم تبدیل شود. محل درز انقطاع در سازه هایی که دارای اختلاف سطح در طبقات است بهتر است در همان محل اختلاف سطح باشد. مقدار درز انقطاع هم جز در مورد سازه های با اهمیت زیاد و خیلی زیاد ( مثل مدارس و بیمارستانها ) یک درصد ارتفاع سازه در هر تراز میباشد. درز انقطاع از لبه هر یک از دو سازه در نظر گرفته میشود و نه از آکس ستونهای آنها. ترجیحاً بهتر است که درز انقطاع را به گونه ای در نظر بگیریم که از داخل سرویسهای بهداشتی ( به دلیل نیاز به به عایق کاری و اینکه عبور درز از این نقاط در عایقکاری ایجاد خلل میکند ) عبور ندهیم. همچنین محل درز انقطاع به گونه ای باشد که عناصر غیرسازه ای را قطع ننماید. به طور مثال از وسط یک دیوار عبور ننماید. ( محل درز انقطاع باید با عناصر انعطاق پذیر پر گردد و وجود قسمتهایی که به طور مشترک در دو جز از سازه حضور دارند باعث خلل در این عملکرد میشود). در مورد سازه های با اهمیت زیاد و خیلی زیاد و سازه های 8 طبقه و بالاتر باید کنترل شود که مقدار درز انقطاع از R برابر تغییر شکل ماکسیمم طبقه تحت زلزله کمتر نباشد. چون مقدار درز انقطاع قبل از طراحی وابسته به مقادیر مجهولی چون ابعاد ستونها میباشد باید این موارد را با قضاوت مهندسی حدس زد و پس از طراحی در صورت نیاز آن را اصلاح نمود. به طور مثال برای ساختمانهای کوتاه 6-7 طبقه برای ستونهای غیر متصل به بادبند ابعادی در حدود 20*20 و برای ستونهای متصل به بادبند ابعاد حدودی 30*30 قابل حدس است که بر این اساس درز انقطاع را باید از لبه این ابعاد لحاظ نمود.

انتخاب نوع سیستم سازه ای
انتخاب نوع سیستم سازه ای هم مرحله مهمی تلقی میشود. معمولاً در پروژه های دانشجویی سیستم سازه ای مشخص است و دانشجو نیازی به انتخاب سیستم سازه ای ندارد ولی در پروژه های واقعی این مرحله وجود دارد. در انتخاب سیستم سازه ای باید به نکات زیر توجه نمود :
1- برای سازه باید دو جهت اصلی متعامد یا تقریباً متعامد در نظر گرفت و در هر یک دو راستا یک سیستم سازه ای که در جدول 6-7-6 مبحث ششم ذکر شده است را انتخاب نمود.
2- سیستم سازه ای انتخاب شده برای هر یک از دو جهت میتواند مستقل از هم باشد. به بیان دیگر هر دو سیستم میتواند یکسان و یا متفاوت باشند
3- در انتخاب سیستم سازه ای باید محدودیت های مبحث ششم را نیز در نظر گرفت. به طور مثال هر سیستم سازه ای برای سازه هایی با حداکثر ارتفاع مشخص قابل استفاده است. این ارتفاع جدول 6-7-6 مبحث ششم در ستونی تحت عنوان Hm ذکر شده است. غیر از آن باید به محدودیتهای ذکر شده در زیر این جدول تحت شماره های 3 و 4 به ترتیب جهت سیستمهای سازه ای قاب خمشی فولادی یا بتنی معمولی ( شماره 3 ) و قاب خمشی فولادی معمولی ( شماره 4 ) دقت نمود. همچنین باید به محدودیتهای ذکر شده در بند 6-7-3-1 مبحث ششم هم دقت کرد. مثلاً بر این اساس سازه های بالای 15 طبقه نمیتوانند با قاب مفصلی فولادی طراحی شوند و یا برای ساختمانهای با اهمیت خیلی زیاد ( مثل بیمارستانها ) در مناطق با خطر زلزله خیلی زیاد ( مثل تهران ) فقط میتوان از سیستمهای سازه ای ویژه استفاده کرد. ( درجه اهیمت سازه بر اساس بند 6-7-1-7 مبحث ششم قابل تعیین است) .
4- در انتخاب سیستم سازه ای توجه کرد که نمیشود در یک جهت و یک طبقه دو سیستم سازه ای را به کار برد. مگر در مورد سیستمهایی که به عنوان دوگانه یا ترکیبی در جدول 6-7-6 از آنها نام برده شده است. بر این اساس به طور مثال استفاده از سیستم سازه ای با مهاربندهای هم محور و برون محور در یک جهت و یک طبقه مجاز نیست. اما برای دو جهت متعامد منعی وجود ندارد.
5- استفاده از چند سیستم سازه ای در ارتفاع ساختمان و یک جهت منع آیین نامه ای ندارد و بر اساس ضوابط بند 6-7-2-5-8-3 امکانپذیر است. اما توصیه اکید میشود که از اینگونه ترکیبات سازه ای اجتناب نماییم.
6- در انتخاب سیستم سازه ای غیر از محدودیتهای آیین نامه ای باید مقدورات اجرایی هم در نظر داشته باشیم. به طور مثال سیستمهای ویژه دارای محدودیتهای خاصی هستند که انتخاب اجرای آنها را بعضاً علی الخصوص برای پروژه های کوچک شخصی ساز غیرممکن مینماید. در سازه های فولادی اگر از سیستم قاب خمشی استفاده میکنیم باید توجه کنیم که اتصالات تیر به ستون در این قابها باید با جوش نفوذی انجام شود که انجام آن نیاز به جوشکاران ماهر دارد. همچنین باید توجه کنیم که در سیستمهای قاب خمشی ابعاد تیرها و ستونها عمدتاً نسبت به سیستم های قاب ساده و مهاربند بزرگتر خواهد شد. بعضاً نیاز به اجرای تیرورق برای تیر و ستون خواهد بود که به علت محدودیتهای آیین نامه ای در ساخت آنها باید جوش سراسری اجرا شود.
7- غیر از موارد فوق باید به محدودیتهای معماری نیز توجه گردد. اگر از سیستم مهاربندی شده استفاده میکنیم باید دقت کنیم که آیا پلانهای معماری اجازه قرارگیری بادبندهای مناسب به تعداد کافی را میدهد یا خیر. باید توجه کرد که تعداد کم دهانه های بادبندی ممکن است به ستونها و صفحه ستونهایی با ابعاد غیراجرایی منجر شود و در زیر این ستونها ممکن است نیاز به شمعهای بتنی و یا پی های بزرگ نیازمند باشیم. اگر از سیستم قاب خمشی فولادی استفاده میکنیم باید دقت کنیم که احتمالاً علی الخصوص در طبقات پایین به تیرهای با ارتفاع زیاد نیازمندیم که این مساله ممکن است باعث افزایش ضخامت سقف گردد. در مورد سازه های بتنی معمولاً مشکل انتخاب سیستم سازه ای کمتر است. برای این سازه ها در پروژه هایی که درجه اهمیت آن بالا نیست ( مثل ساختمانهای کوتاه مسکونی ) میشود از قابهای خمشی بتنی متوسط با یا بدون دیوار برشی متوسط استفاده کرد. تصمیم به استفاده یا عدم استفاده از دیوار برشی بستگی به محدودیتهای معماری و تعداد طبقات دارد. در ساختمانهای با ارتفاع بیشتر عدم استفاده از دیوار برشی بعضاً باعث به دست آمدن ستونهایی بزرگ میشود که از لحاظ معماری مشکل ساز میشود. اما در سازه های کوتاه حتی بدون استفاده از دیوار برشی هم میشود به ستونهایی با ابعاد معقول دست یافت.
8- باید توجه داشت که فرایند انتخاب سیستم سازه ای ممکن است به یک فرآیند سعی و خطا هم تبدیل شود و بعضاً برای یک پروژه ( علی الخصوص در پروژه های بزرگ ) مجبور به امتحان کردن چند سیستم سازه ای تا رسیدن به سیستم مطلوب باشید.
9- اگر سازه شما با درز انقطاع به چند سازه مجزا تبدیل شده است برای هر سازه به طور جداگانه و مستقل سیستم سازه ای را انتخاب نمایید. هر چند که بهتر است جهت ساده سازی طراحی و اجرا بخشهای مختلف سازه ، از یک یا حداکثر دو سیستم سازه ای طراحی شوند.

ستونگذاری و جانمایی مهاربندها و دیوارهای برشی ( در صورت وجود )

ستونگذاری هم یکی از مراحل مهمی است که باید در همان اولین مراحل انجام گردد. معمولاً در نقشه های معماری و توسط مهندس معمار ستونگذاری و حتی جانمایی بادبندها انجام میشود. ولی باید توجه نمایید که این مساله به معنی این نیست که نظر مهندس معمار نظر نهایی و غیرقابل تغییر است. مهندس معمار با دید تخصصی خود به این مساله نگاه میکند و بعضاً علی الخصوص در بادبندگذاری انتخابهایی میکند که با مبحث دهم مقررات ملی در تناقض است. به طور خلاصه در ستونگذاری باید به نکات زیر توجه نمود :
1- تعداد محورها به حداقل تعداد برسد.( اما این مساله اصل نیست و بعضاً در فاصله ای کوچک مجبور به تعریف چندین محور با فواصل نزدیک هستیم. به این نکته هم توجه کنید که هر چند منعی برای تعریف محورهای مورب نداریم اما بهتر است در پروژه های عادی محور ها را متعامد و در دو جهت اصلی سازه تعریف کنیم و از تعریف محورهای مورب که بعداً در هنگام مدلسازی کامپیوتر علی الخصوص برای افراد مبتدی ایجاد مشکل مینماید خودداری کنیم. هر چند که این کار ممکن است تعداد محورها را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. )
2- فاصله ستونها از یکدیگر مقداری معقول باشد. توجه کنید که فواصل کم باعث افزایش بیمورد ستونها و سنگین شدن سازه و ایجاد مزاحمت ستونها برای کاربریهای معماری و فاصله زیاد آنها از هم باعث بالا رفتن سایز تیرها میشود. توصیه میشود که در حالتی که محدودیت خاصی وجود ندارد فواصل ستونها از یکدیگر بین 4 تا 6 متر در نظر گرفته شود.
3- از ستوگذاری در وسط فضاهای معماری و پارکینگها خودداری شود مگر اینکه برای این موضوع با مهندس معمار مشورت و تاییدیه آن گرفته شود. ستونها بهتر است در داخل دیوارها ترجیحاً در محل تقاطع آنها با هم باشد که بعد از اجرا داخل دیوارها پنهان شوند و از طرف دیگر دیوارها نیز به این ستونها مهار شوند.
4- توصیه اکید میشود که از جابه جایی ستونها در پلانهای طبقات خودداری شود. هر چند این مساله منع آیین نامه ای ندارد اما به هر جهت تا حد امکان باید از آن اجتناب نماییم. جا به جایی ستون در پلان باعث میشود که مجبور به قرار دادن ستون بر روی پل شویم که بار متمرکز منتقل شده به پل باعث بالا رفتن سایز پل به میزان بسیار قابل توجهی میشود.
5- ستونها را به گونه ای قرار دهید که حداقل از دو جهت بتوان به آنها تیر متصل کرد و آنها را مهار کرد. به همین جهت از قرار دادن ستونهای کناری در مجاورت نورگیرها و داکتهایی که نمیتوان از داخل آن تیر عبور داد خودداری نمایید.
6- ستونها را در محدوده طبقات اجرا نمایید و از قرار دادن ستون در حیاط یا محدود کوچه خودداری نمایید.
7- در 4 گوشه راه پله 4 ستون قرار دهید. در صورت وجود آسانسور بعضاً ممکن است حداقل دو ستون دیگر هم به این 4 ستون اضافه شود. به هر حال ستونهای پیرامون راه پله و آسانسور به گونه ای باید در نظر گرفته شوند که در طبقه خرپشته تا حد امکان در خارج از محدوده خرپشته اجرا نشوند و این ستونها به همراه تیرهای متصل به آنها حالت اکسپوز ( نمایان ) پیدا نکنند.
8- در صورت وجود عقب نشینی در طبقات بالاتر ترجیحاً باید ستونها در این محدوده را به گونه ای اجرا کنیم که ستونها در این ناحیه در صورت عدم قطع حالت اکسپوز پیدا نکنند و یا اینکه اگر قرار است بخشی از ستونهای کناری حذف شوند و قسمت عقب رفته با اجرای کنسول از ستونها مجاور داخلی اجرا شوند مقدار این کنسول زیاد بزرگ نباشد ( در حد مثلاً یک تا دو متر عددی معقول به نظر میرسد )
9- اگر قرار است که بخشهایی از سازه به صورت طره اجرا شوند ، ستونها به گونه ای قرار داده شوند که تیر طره به ستون متصل شود و ترجیحاً از لحاظ معماری مشکلی از نظر اجرای دستک نباشد. به هر حال توصیه اکید میشود که از اجرای تیر طره به صورت اتصال تیر طره به پل اصلی که در پل اصلی ایجاد پیچش مینماید خودداری شود.
10- مساله رعایت درز انقطاع به میزان یک درصد ارتفاع مطابق بند 6-7-1-3-4 مساله مهمی است که در ستونگذاری در لبه های ساختمان که مجاور ساختمان مجاور است باید حتماٌ به آن توجه نمود. البته معمولاً مهندسان معمار به این مساله در ستونگذاری دقت میکنند ولی در صورت عدم رعایت این مساله توسط مهندس معمار حتماً باید در ستونگذاری اصلاح لازم توسط مهندس سازه انجام شود. مقدار درز انقطاع نسبت به مرز زمین با زمین مجاور نیم درصد ارتفاع در هر تراز است و این مقدار نسبت به لبه ستون سنجیده میشود. چون در ابتدا ابعاد دقیق ستونها نامشخص است ابتدا باید یک بعد تقریبی برای ستون حدس زد و بر اساس آن درز انقطاع را رعایت نمود. برای ساختمانهای کوتاه ابعاد حدود 20*20 برای ستونهای غیرمتصل به بادبند و مقداری بزرگتر برای متصل به بادبند مناسب است. توجه کنید که اگر یک پروژه بخواهد به صورت بتنی اجرا شود به دلیل ابعاد بزرگتر ستونها ( حداقل اجرایی حدود 40 در 40 سانتیمتر ) باید در موقعیت ستونها تجدید نظر کرد و ستونها را به گونه ای در نظر گرفت که از لبه آنها مقدار لازم برای درز انقطاع رعایت شود

انتخاب محلهای مناسب جهت قرارگیری بادبندها

این مساله فقط برای حالتی است که حداقل در یکی از دو جهت اصلی از سیستم مهاربندی شده استفاده کرده باشیم. اگر سازه فاقد مهاربند باشد این نکات قابل استفاده نخواهد بود.
در انتخاب محلهای مناسب برای بادبندها میتوان به نکات زیر اشاره کرد :
1- حتی الامکان به گونه ای بادبندگذاری کنیم که متقارن باشد و بین مرکز سختی و مرکز جرم در طبقات فاصله اندک باشد.
2- دهانه های بزرگتر نسبت به دهانه های کوچکتر جهت قرار گیری بادبند در ارجحیت هستند. این مساله به خاطر کنترل نیروی محوری منتقل شده به ستونهای متصل به بادبند و همچنین کاهش آپلیفت در صفحه ستون و پی است.
3- در یک قاب خاص ترجیحاً در دهانه های متوالی بادبندگذاری نمایید.این مساله نسبت به بادبندگذاری در دو دهانه غیرمجاور در یک قاب در ارجحیت است. این مساله باعث کاهش سایز ستون وسط بین دو دهانه میشود. در حالی که اگر دو دهانه غیر مجاور بادبندگذاری شوند 4 ستون متصل به بادبند خواهیم داشت که هر 4 ستون به همراه صفحه ستون و پی زیر آنها دارای سایز بالایی خواهند بود.
4- جهت اقتصادی شدن طرح بهتر است در طبقات بالا از تعداد دهانه های کمتر جهت بادبند گذاری استفاده نموده و در طبقات پایین این تعداد دهانه ها را به تدریج اضافه کرد. حتی بهتر است بدون جابه جایی صفحه بادبند دهانه بادبندی شده را جابه جا کرد و به دهانه مجاور در طبقه پایین منتقل نمود.
5- تعداد کل دهانه های بادبندی باید با یک فرآیند سعی و خطا به گونه ای به دست آید که از لحاظ اقتصادی سازه بهینه گردد و البته از نظر اجرایی هم قابلیت اجرایی بالاتری داشته باشد. اما به هر حال توصیه میشود که در هر جهت حداقل دو دهانه به صورت متقارن وجود داشته باشد.
6- باید توجه کرد که به عنوان بادبند هم محور تنها از انواع بادبندهای قطری ، ضربدری ، 7 و 8 ( موسوم به شورون ) ، K شکل ( تنها برای سازه های تا دو طبقه ) مجاز به استفاده هستیم. به خاطر ضوابط سختگیرانه مبحث دهم در مورد بادبندهای 7 و 8 توصیه اکید میشود که حتی الامکان از این بادبندها استفاده نگردد. استفاده از بادبندهای ضربدری و قطری ( علی الخصوص ضربدری ) دارای ارجحیت میباشند. بادبندهای با شکل خاص مثل بادبند Y شکل ( موسوم به پرده ای ) مورد قبول مبحث دهم نیست. در صورت استفاده از بادبند قطری بهتر است در هر قاب در هر طبقه حداقل دو بادبند قطری استفاده شود و جهت استقرار آنها مخالف یکدیگر انتخاب شود ، به گونه ای که برخی از آنها تحت کشش و همزمان برخی دیگر فشاری باشند. برای بادبندهای با حد شکلپذیری ویژه این مساله حالت اجبار دارد. در این حالت این نحوه استقرار باید به گونه ای باشد که در هر قاب سهم نیروی زلزله ای که به آن قاب میرسد حداقل 30 و حداکثر 70 درصد بین بادبندهای کششی و فشاری تقسیم شود.
7- در مورد بادبندهای واگرا باید از اشکال مجاز معرفی شده در بخش 10-3 مبحث دهم استفاده نمود. طول قطعه رابط در این بادبندها در حدود 20 درصد دهانه توصیه میشود.

انتخاب مکان مناسب جهت قرارگیری دیوارهای برشی

این مساله نیز تقریباً مشابه بادبندگذاری است . به طور خلاصه :
1- قرار گیری دیوار برشی در دهانه های بلند نسبت به دهانه های کوتاه ارجح است.
2- قرارگیری دیوار برشی در دهانه های متوالی ارجح است.
3- طرز انتخاب محلهای دیوار برشی بهتر است به گونه ای باشد که سازه منظم باشد و بین مرکز جرم و سختی فاصله نیافتد
4- بهتر است تعداد دهانه های دیوار برشی از طبقات بالا به پایین به تدریج اضافه شود
5- بهتر است دیوارهای برشی بین ستونها قرار گیرند هر چند منعی برای این موضوع وجود ندارد.

تیرریزی

بعد از آکس بندی و تعیین محل ستونها و بادبندها یا دیوارهای برشی ( در صورت وجود ) به مرحله تیرریزی میرسیم. البته قبل از انجام این کار بهتر است که ستونها و محورها که قاعدتاً در یک لایه خاص اتوکد ترسیم شده اند را جدا کرده و تبدیل به یک بلوک نماییم. ( با استفاده از دستور block این مساله امکان پذیر است ) . سپس بلوک به دست آمده را تک به تک بر روی پلان طبقات مختلف کپی مینماییم ( البته اگر در طبقات بالاتر ستونی حذف شده باشد باید برای آنها پلان ستونگذاری جداگانه تعریف کرده و جداگانه تبدیل به بلوک نماییم ) . پس از اتمام کار پلانهای به دست آمده را یک بار دیگر نگاه میکنیم و مطمئن میشویم که هیچکدام از ستونها در مکانی نامناسب که باعث اخلال در کاربری معماری میشود نیست.
پس از این مساله برای هر یک از طبقات باید جداگانه تیرریزی نماییم. اگر برخی طبقات با هم تیپ باشند این کار را کافیست که برای یکی از آنها انجام دهیم. در انجام این کار لازم است به نکات زیر توجه نمایید :
1- ترسیم تیرها بهتر است که در لایه ای جداگانه از اتوکد انجام شود
2- به هر ستون حداقل دو تیر در دو راستای متعامد یا تقریباً متعامد متصل نمایید.
3- در محیط طبقه به صورت دور تا دور باید تیر ترسیم کنیم
4- دور داکتهای مربوط به نورگیر و آسانسور حتماً باید تیرریزی انجام شود. اگر اتصال تیر به ستون در این قسمتهای امکانپذیر نباشد باید این تیرها را به پلها اتصال داد. به هر حال در تمامی لبه های داکتها باید تیر وجود داشته باشد. برای داکتهای کوچک تاسیساتی و مشابه ( با ابعادی کمتر از 0.5 متر ) نیازی به تیرریزی نیست.
5- از داخل فضاهای خالی ( مثل داکتها و نورگیرها) بدون هماهنگی مهندس معمار تیری عبور ندهید.
6- در قسمتهای طره بهتر است در صورت امکان و عدم مشکل در معماری از دستک استفاده نماییم. در غیر این صورت اگر از قاب ساده ساختمانی استفاده کرده ایم بهتر است که اجرای طره را به صورت تیر خورجینی اجرا نماییم. در قابهای خمشی قسمت طره میتواند با تیر طره با اتصال گیردار به ستون اجرا شود.
7- حتی الامکان از تیرهای خورجینی استفاده ننمایید ( جز درمورد تیرهای طره که در بالا توضیح داده شد )
8- به تیرریزی راه پله باید دقت کافی داشت. قبل از تیرریزی این قسمت باید به نقشه های معماری دقت کافی کرد و جهت حرکت در پله و موقعیت پاگرد را مشخص نمود.
9- بعد از پایان تیرریزی طبقات هر یک از پلانهای تیرریزی را که در لایه ای جداگانه ترسیم کرده اید به صورت بلوک در بیاورید و بر روی هر یک از پلانها کپی نمایید ( بهتر است اساساً ترسیم پلانهای تیرریزی مستقیماً روی پلانهای معماری انجام شود و سپس از کپی گرفته شود ). قبل از رفتن به مرحله بعد حتماً پلانه را با دقت نگاه نمایید و مطمئن شوید که تیرهای ترسیمی با پلان معماری همخوانی دارند و تداخلی با داکتهای نورگیر و تاسیسات و آسانسور ندارند و تمام مشخصات ذکر شده در قسمتهای قبل در ترسیم رعایت شده است.

تعیین جهت تیرریزی

بعد از تیرریزی ( تیرهای اصلی ) باید جهت تیرهای فرعی را مشخص نمایید. قبل از این مساله باید نوع سقف مشخص شده باشد. معمولاً در پروژه های دانشجویی نوع سقف در صورت پروژه مشخص شده است. اما در پروژه های عملی این مساله باید توسط خود مهندس طراح تعیین شود. انواع سقفها برای این منظور قابل استفاده است. برای سازه های فولادی سقفهایی نظیر تیرچه کرومیت یا تیرچه بلوک با انواع بلوکهای یونولیتی ، سیمانی و سفالی ، سقف کامپوزیت با ضخامت ثابت دال و سقف کامپوزیت با قالبهای ذوزنقه ای شکل ( با اسم تجاری KSD ) قابل استفاده است. برای سازه های بتنی هم سقف تیرچه با بلوکهای مختلف و دال بیشتر از بقیه کاربرد دارد. سقفهای پیش تنیده ( CCL ) موارد نسبتاً جدیدی است که چند سالی است کاربرد پیدا کرده است.
در این که کدامیک از این سقفها مناسبتر است بحث زیاد است و در این مورد هم بحثهایی در انجمن انجام شده است که میتوانید مراجعه نمایید.
در مورد سقفهای تیرچه ای مثل کامپوزیت و تیرچه بلوک یا کرومیت باید جهت تیرریزی را مشخص نماییم. برای این منظور نمیشود قانون کلی بیان نمود. عوامل مختلفی در این مساله دخیل هستند. اما به عنوان نظر شخصی موارد زیر را پیشنهاد میکنم :
1- ترجیحاً از تیرریزی شطرنجی استفاده کنید. یعنی هر پانل نسبت به پانل مجاور خود جهت تیرریزی متفاوت باشد. ( بهتر است که بارها بین تیرهای مختلف پخش شود و تمام بار بر روی تیرهایی خاص نباشد)
2- در سازه هایی که یک جهت آن قاب خمشی و سمت دیگر قاب مفصلی است ( سازه های فولادی ) بهتر است جهت کنترل ارتفاع تیرهای جهت خمشی و جلوگیری از افزایش سایز این تیرها که ممکن است در معماری ساختمان ایجاد مزاحمت کند ، جهت تیرریزی به گونه ای باشد که بارها به تیرهای جهت مفصلی منتقل شود. اگر در این مورد محدودیتی نداشته باشیم شاید بهتر باشد که جهت تیرریزی به گونه ای باشد که بارها به تیرهای گیردار ( سمت خمشی ) منتقل شود.
3- در صورت استفاده سقف تیرچه بلوک یا تیرچه کرومیت در دهانه های بلندتر از 7 متر ترجیحاً و بلندتر از 8 متر احباراً از اجرای تیرچه در جهت بلند خودداری کنید.
به هر حال این موضوع همانطور که اشاره شد بستگی به عوامل مختلفی دارد و لزوماً راه حل واحدی ندارد. ولی بهترین روش اینست که به گونه ای تیرریزی کنیم که سایز اکثر تیرها در محدوده ای متوسط قرار گیرند ( نه خیلی سایز بالا و نه خیلی سایز پایین )

این بحث ادامه دارد که از لینک اتصال وصل شوید...
لازم است که آموزش با تصویر همراه باشد تا رفع ابهام شود که توصیه به این امر لازم است...

برچسب‌ها: دانلود, فولاد, بتن, پروژه, سازه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 12:3  توسط محمد صفدران  |